تنبيه
۱- مقدمه :
ن والقلم و مایسطرون
نهاد آموزشي به عنوان يكي از نهاد هاي اساسي جامعه مسئوليت خطيري در تعليم و تربيت ، آموزش و تعيين نقش هاي اجتماعي و فرهنگي بر عهده دارد زيرا دانش آموزان بيشترين وقت فعاليت خود را در مدرسه مي گذرانند ، بنابراين اولياء مدرسه و مربيان به خوبي مي توانند ضمن مراقبت و كنترل رفتار دانش آموزان به مشكلات و دلايل ناسازگاري هاي آنان پي ببرند ، از طرف ديگر طرز رفتار مربيان و برنامه هاي مدرسه اثر مهمي در علاقه مندي و يا تمايل به ناسازگاري و حتي گريز از مدرسه دارد .
برخي از روانشناسان و متخصصان امور تربيتي عوامل عاطفي و شخصيتي را مهم ترين عامل ناسازگاري دانسته و معتقدند اين دانش آموزان به واسطه اشكالات خانوادگي و طبقه اجتماعي خود از لحاظ شخصيتي دچار كمبود هايي هستند كه از آن جمله احساس احترام به نفس و خودپنداري آنان مي باشد كه در طي مراحل رشد دچار آسيب و نقصان گشته است .
همين كمبود ها دانش آموزان را از تشخيص و درك هويت خويش بازداشته و مانع مي شود تا آنها بتوانند هدفي مشخص را دنبال كنند . در اين حال احساس خصومت و كينه اي كه از دوران كودكي در دانش آموز شكل گرفته است دليلي براي رفتار خشونت آميز و عدم تابعيت او نسبت به مافوق ، خواه در مدرسه و خواه در جامعه و خانواده مي باشد .
در محيط مدرسه نيز مربيان بطور كلي از درك مشكلات رواني - اجتماعي و عاطفي دانش آموز غافل بوده و با تصميم گيري هاي نابجا و تنبيهات غير منطقي ، اين احساسات منفي را تقويت كرده و ضعف درسي ، ناسازگاري و حتي فرار از مدرسه را تسريع مي نمايند .
در مجموع هدف از تنبيه دانش آموزان از جانب اولياء و مربيان تغيير دادن رفتار دانش آموزان است و اين بدين دليل است كه اينگونه افراد بر اين باورند ، كه تنبيه بهتر از تشويق است ، اين در حالي است كه تنبيه يك موضوع ثانوي است وآخرين وسيله ممكن براي برخورد با فرد و خطايي است كه از او سرزده است بنابراين تازماني كه راههاي منطقي و طبيعي ديگري هم وجود دارد بايد از اعمال تنبيه خودداري كرد . درواقع كساني كه ازاين روش در اولين مرحله براي برخورد با دانش آموز استفاده مي كنند فقط خشونت را مي شناسند و از روش هاي مختلف تربيتي بي اطلاع هستند زيرا اين روش بيشتر در گذشته متداول بوده و شايد به اين دليل بوده كه بعضي ها نمي خواستند براي حل مسائل دانش آموزان خود زحمت زيادي را متحمل شوند بنابراين نزديكترين راه را براي رسيدن به هدفشان انتخاب مي كردند ، بي توجه به اينكه با اين روش تنها مي توان فرد را وادار به تغيير رفتار كرد اين روش نه تنها مشكل فرد را حل نمي كند بلكه مشكلي بر مشكلات او مي افزايد .
2- تعـريف تنبيـه :
از ميان 4 پيامد در رفتار معلمان كه عبارتند از :
الف) تقويت مثبت ب)تقويت منفي ج) تنبيه ج) اخراج
در مورد هيچكدام به اندازهي تنبيه قلم فرسايي نشده است و با تمام تعاريف ارائه شده در يك مفهوم كلي " تنبيه بكاربردن محرك هاي ناخوشايند و مخالف با نياز هاي فرد است كه بعد از ارتكاب يك رفتارنامطلوب به منظور قطع يا كاهش احتمال تكرار آن در آينده به كودك يا دانش آموز داده مي شود" .
3- انـواع تنبيـه :
به طور كلي تنبيه را مي توان به دو نوع تعبير كرد :
الف - تنبيه اخلاقي (روحي ): مانند فحش دادن ، سكوت ، چشم غره رفتن و ...
ب – تنبيه بدني (جسمي): مانند كتك زدن
كه در ذيل عواقب هر يك را به اختصار شرح مي دهيم .
4- عواقب تنبيه بدني بر كـودكان و نوجـوانان :
4- الف - عواقب تنبيه اخلاقي (روحي):
اين روش فرد را دچار عارضه هاي روحي و رواني كرده و او را به فردي رنجور و ناتوان مبدل مي سازد، تنبيه كردن بخصوص اگر با تحقير و سرزنش همراه باشد فرد را دچار نوميدي و احساس حقارت و ميل به گوشه گيري و انزوا مي كند و از حس جاه طلبي و بلند پروازي دانش آموز (كه در حدي طبيعي بايد در او وجود داشته باشد ) مي كاهد.
همچنين مقايسه كردن يك فرد با ديگر ي هم يك نوع تنبيه است كه باعث بهم خوردن رابطه آندو مي شود و در فرد حس حسادت ، لجاجت ، كينه توزي و سرخوردگي و حقارت ايجاد مي كند .
ترساندن كودك و دانش آموز با اعمالي نظير حبس كردن او در انباري نيز ممكن است او را فردي ترسو به بار آورد و دچار دلهره و اضطراب دائمي كند در اين صورت در او ترس از اجتماع و عدم اعتماد به ديگران و احساس عدم امنيت ايجاد مي كند و در او حس كينه و عداوت ، نسبت به اولياء و مربيان بر مي انگيزد .
يكي از مضرات تنبيه هم اين است كه مانع رشد شعور كودك مي گردد و به كودك روش نامعقول رفع عصبانيت را مي آموزد و احساس گناهي را كه در كودك بر اثر ارتكاب خطا ايجاد شده به زودي از بين مي برد و او ديگر براي رفتار نادرستش احساس شرم نخواهد كرد زيرا او مي انديشد كه اگر كار بدي انجام داده در مقابل آن تنبيه شده و به تدريج حتي احساس لذت از تنبيه در او بوجود خواهد آمد .
4-ب – عواقب تنبيه بدني (جسمي):
تنبيه بدني به قصد تربيت و اصلاح نسل ها و بازداري ايشان از لغزش و خطا از بدو پيدايش جوامع و در دوره هاي مختلف به صور گوناگون خود را متجلي ساخته است ، به گونه اي كه اين حركت تا به امروز هم ادامه داشته و دليل آن شايد به اين خاطر باشد كه قرن ها اجداد ما معتقد بودند كه خاطي را هر چند اگر كودك باشد بايد با ضرب و شتم ادب كرد . غافل از اينكه با اين كار لطمات جبران ناپذيري را به كودك وارد مي كردند .
در واقع تنبيه ايجاد تقويت منفي است و دانش آموز براي اينكه مجازات نشود كوشش مي كند تا وظيفه خود را انجام دهد ولي تنبيهات نابجا و بيش از حد رابطه پدر و مادر را با كودك يا رابطه معلم و شاگردي را بصورت زننده اي درآورده و اعتماد او را از ايشان سلب مي كند و باعث مقاومت مي شود تا جائيكه دانش آموز معلم را از ادامه كارهاي تعليماتي باز مي دارد .
4- ب-1 – بعضي از عواقب تنبيه بدني عبارتند از :
1- دانش آموز را دروغگو بار مي آورد و اورا به حيله گري و رياكاري وا مي دارد .
2- علاوه بر صدمات جسمي رنج و تحقير را براي او به دنبال مي آورد .
3- سبب ترس و جبن مي شود.
4- افسردگي و بيماري هاي عصبي ايجاد مي كند .
5- كودك را به سمت خودآزاري و ديگر آزاري مي كشاند.
6- باعث كند ذهني او مي شود .
7- لجاجت فردرا بر مي انگيزد .
8- حس ابتكار عمل و كنجكاوي را از بين برده و اطمينان و اعتماد به نفس را در او مي كشد .
9- احترام واعتماد فردرا نسبت به بزرگتر ها سلب مي كند .
10- ايجاد تنفر مي كند .
11- شهامت و غرور را از بين مي برد .
12- كودكان را پرخاشگر مي كند .
13- اورا گرفتار عقده حقارت مي كند و حتي در مواردي او را تا سنين بزرگسالي هم راحت نمي گذارد.
5- اثرات تنبيه بر افت تحصيلي دانش آموزان :
يكي از عوارض تنبيه دانش آموز افت تحصيلي است كه با نظام آموزشي ، فرهنگ ، اجتماع ، خانواده و خصوصيات فردي اشخاص و يا به عبارت ديگر با ويژگي هاي افراد ارتباط بسيار نزديك دارد شايد اين عوامل به تنهايي در افت تحصيلي مؤثر نباشند ولي مجموعه آنها شبكه پيچيده اي را بوجود مي آوردكه بر وضعيت تحصيلي دانش آموزان اثر مخرب مي گذارد .
تنبيه بدني اعتماد به نفس را در دانش آموزان از بين مي برد و باعث مي شود كه آنها به خود اطمينان نداشته باشند و در اين صورت به عقده هاي رواني از جمله عقده حقارت دچار گردند ، چنين دانش آموزاني از حضور در اماكن شلوغ و مدرسه گريزان شده و از مدرسه و معلم متنفر مي شوند .
وقتي كودك از كسي نفرت داشته باشد نمي تواند نصايح او را بكار بندد و در فراگيري مطالب و دروسش سستي بخرج مي دهد . معلم بايد كاري كند كه مطالعه براي دانش آموز امري جالب و رغبت انگيز باشد نه اينكه دانش آموز در مواقع نامناسب مجبور به مطالعه گردد.
همچنين اولياو مربيان بايد بدانند اگر رابطه خوبي با دانش آموز نداشته باشند ، خلق او را غمگين مي كنند و اين امر ميزان يادگيري دانش آموز را كاهش مي دهد در حاليكه اگر كودك با شادي و نشاط شروع به درس خواندن كند قطعاً يادگيري مفيد و مؤثرتري خواهد داشت ، سپس بجاي اجبار و تنبيه بايد اهميت درس خواندن را به دانش آموز تفهيم كرد تا بر اساس انگيزه اقدام به مطالعه كند نه بر اساس اجبار و تنبيه.
6-عواقب تنبيـه بر اولياء و مربيـان :
معلمي كه همواره تنبيه را درمورد دانش آموزان بكار مي برد ، كم كم به اين كار عادت كرده و طبعاً اين عادت را به درون خانواده خود نيز مي برد و آن شرم و گناه احتمالي كه در جلسات اول تنبيه در او ايجاد مي شد به مرور جايش رابه تند خويي و بدخلقي مي دهد .و اين فرد ناخواسته دچار اضطراب و انواع فشارهاي رواني مي گردد .
اثرات تنبيه بر اولياء نيز مانند اثرات بر مربيان مي باشد ، رفته رفته آنها را تندخو و بدرفتار مي كند و خشم و عصبانيت در آنها تاثير گذاشته و از اين به بعد در برابر هر كاري كه از فرزندان سر مي زند تنبيه را تنها چارهي برخورد آن مي دانند لذا فرصت تفكر و ابتكار عمل براي تربيت فرزندان از دست رفته سر آخر اين شخصيت والدين و حس عدم اعتماد به فرزندان ستون هاي محيط خانواده را متزلزل خواهد كرد .
7- چند روش براي مقابله با تنبيه بدني :
الف – استفاده از عواطف و احساسات كودك : يعني از طريق تشويق و دادن شخصيت به كودك انگيزه تحصيل علم را در او زنده كنيم و بجاي تنبيه بدني از مجازات عاطفي استفاده كنيم .
ب- به ارائه راهكارهاي تربيتي به والدين بپردازيم زيرا والدين و خانواده ها به دليل فقر و تنگدستي از نحوه پرورش و تربيت فرزندان اطلاعي ندارند و بر اين باورند كه از طريق تنبيه و سختگيري مي توانند خوشبختي فرزندان خود را فراهم سازند .
ج- بجاي نصيحت بيش از حد دانش آموزان به آنها فرصت سخن گفتن و ابراز نظر دهيم زيرا با گوش كردن به نظرات و افكار دانش آموزان به آنها اعتماد به نفس مي دهيم .
د- راه ديگر براي مبارزه با تنبيه استفاده از اصل اشباع است ، در اين روش ما به كودك اجازه مي دهيم يا حتي گاهي اوقات اسرار مي كنيم كه آن رفتار را تكراركند (البته اگر رفتار كودك زيان آور نباشدوكودك هم از رفتار خود با خبر باشد) تا با ادامه ي آن رفتار سرانجام از تكرار آن خسته شود.
8- مواردي كه در خصوص تنبيه بايد رعايت كرد :
تنبيه بايد بجا و متناسب با خطا بوده و بلافاصله اعمال گردد و دليل آن براي دانش آموز روشن باشد و قبل از مبادرت به تنبيه بايد نخست دليل رفتار نادرست را دريافت و سپس به ارشاد و راهنمايي فرد نافرمان پرداخت و سرانجام در صورت لزوم به تنبيه متوسل شد . در اين صورت معلم بايد اجازه اجراي تنبيه را از سوي والدين دانش آموز بگيرد و او را در حضور شاهد مسئول يا افراد معين تنبيه كند البته بايد از تنبيه هاي شديد در برابر خطاهاي كوچك و از تنبيه هاي گروهي براي اشتباهات فردي بويژه تنبيه هاي بدني همراه با كنايه و توهين خودداري كند .
با اين تفاوت مي توان نتيجه گرفت كه بهترين نوع تنبيه آن است كه متعادل و متناسب با خطا بوده و دليل آن براي دانش آموز روش باشد .
9-چند نكته براي جايگزين كردن تنبيه درست بجاي تنبيه بدني :
اوليا و مربيان مي توانند بجاي تنبيه بدني از روش هاي مناسب تري براي برخورد با رفتار هاي ناپسند كودكان در امر آموزش استفاده كنند كه بعنوان مثال به چند نكته اشاره مي كنيم :
الف- محروم كردن كودكان از تفريح مورد علاقه شان بطوريكه اگر به تكاليف خود اهميت دادند به تفريح و سرگرمي مورد علاقه خود بپردازند.
ب- خطاهاي كودكان را تقسيم بندي كنيم . اگر خطاي آنها كوچك بود مضرات آنرا مطرح كنيم و اگر خطاي خاصي را انجام دادند عواقب آنها را گوشزد كنيم و در صورت تكرار خطا آنها را در ميان جمع نصيحت كنيم .
ج- بصورت موقت به كودك بي اعتنايي كنيم البته نه به صورتيكه او را طرد كنيم .
د- ملامت و سرزنش كردن كودك ، البته در صورتيكه درايت كودك كافي باشد و لجاجت تربيت شونده را برنيانگيزد .
ه- اخراج كردن دانش آموزان خاطي از كلاس يا مدرسه .
۱۰-پيشنهاد به اوليا و مربيان :
نقش مدرسه و مربيان در پرورش شخصيت كودكان و نوجوانان نقشي حساس و سرنوشت ساز براي آينده فرد مي باشد و مسئوليت آنان مسئوليتي اخلاقي و خطير است كه هدف آن در جامعه رشد همه جانبه انسان ها و خصايل والاي بشري با توجه به درك تفاوت هاي فردي و اجتماعي و اقتصادي فرد است كه با آن روبرو هستند .
بنابراين محيط هاي آموزشي ، مربيان و مسئولان مدارس با كارداني و تشخيص مشكلات كودكان و نوجوانان مي توانند جاي خالي خانواده هاي نامناسب را به خوبي پر كرده و احساس اعتماد و امنيت لازم را در آنان بوجود آورند .
مسئولين و مربيان آموزشي بايد به شناخت دانش آموزان در محيط هاي فرهنگي ، جغرافيايي ، اجتماعي همت گماشته تا متوجه نيازهاي آنان شوند و در نهايت به برخورد درست با ناسازگاري هاي دانش آموزان خواهد رسيد.(بطور مثال : متوجه خواهند شد كه به دليل جنبه هاي بيولوژيكي ، رواني ، اجتماعي و فرهنگي انحرافات نوجوانان بخصوص در سنين 12 تا 19 سالگي بيشتر خواهد شد حتي آمار و ارقام نشان مي دهد كه اين انحرافات در دختران بيش از پسران است .)
حال اگر مربيان به خطاي نوجوان حتي اگر چندان مهم نباشد با دقت و تامل توجه نكنند و يا بطور نادرست با آن مقابله نكنند راه او را براي خطاهاي بزرگتر و انحرافات هولناك تري باز كرده اند .
بسياري از رفتار هاي نابهنجاري كه از ناحيهي اين سنين دانش آموزان صادر مي شود به علت نا آگاهي و عدم شناخت صحيح است كه عدم آگاهي عمومي فرد اين امر را تقويت مي كند .
پس اوليا و مربيان گرامي بايد بيش از پيش خود را مجهز به سلاح دانش روان شناسي كنند تا از اين طريق گام مفيد تري را هم براي خود و هم براي دانش آموزان بردارند و به عنوان يك متخصص از نگرش و رويكرد تربيت بوسيله تنبيه به نگرش ورويكردي از طريق تشويق ، تغيير فكر و عقيده بدهند و به تنبيه بدني به عنوان روش غير انساني و غير اخلاقي بنگرند و آنرا به خود حرام و ممنوع سازند تا در اين صورت هم خود احساس آرامش كنند و هم به روح و جسم كودكان آسيب نرسانند زيرا تنبيه بدني هرگز نتوانسته دانش آموز را تربيت كند چه بسا باعث بي زاري دانش آموز از درس و مدرسه شده و او را به سوي افت تحصيلي سوق مي دهد چون اگر دانش آموز از طرف بزرگترهاي خود تنبيه شود نمي تواند با مربيان خود رابطه اي معتدل برقرار كند و از درس و كلاس گريزان مي شود و نمي تواند در تحصيل و يادگيري متمركز شود در نتيجه ذهنش پرورش نمي يابد چنين فردي خود را بي لياقت مي پندارد در اينجا معلم وظيفه شناس بايد بداند تا محيط كلاس را طوري فراهم كند كه كودك ضعيف در آن اشتياق يابد تا به سطح هم كلاسي هاي خود برسد .
معلم مجاز نيست با دانش آموزي كه حافظه و دركش به دلايلي شكوفا نشده بد رفتاري كرده و او را از محبت محروم سازد زيرا حتي دانش آموزان ضعيف هم در محيط متناسب مي كوشند تا ضعف خود را جبران كنند . رضا ساعي مهربان
در این وبلاگ سعی خواهم نمود مطالب مورد علاقه ام را در خصوص علوم ژئوماتیک ، علایقم وهمچنین مطالبی درخصوص علوم تربیتی ارائه نمایم اميدوارم با اتکال به خداوند متعال مطالب اين وبلاگ مفيد فايده واقع گردد وموجبات ارتقاء وپیشرفت کاربران و اين حقير فراهم شود.