در اين مقاله به بررسي موضوعات ذيل مي پردازيم :

 الف-آثار بي‌توجهي‌ به‌ فرصتهاي فراغتي.

ب-كاركردهاي مختلف اوقات فراغت.

ج- فعاليتهاي فراغتي جوانان در فصل تابستان.

  

آثار بي‌توجهي‌ به‌ فرصتهاي فراغتي

بي‌توجهي‌ به‌ نيازهاي‌ اوقات‌ فراغت‌ جوانان‌ آثار سوء و زيانباري‌بر پيكره‌ جامعه‌ بر جاي‌ مي‌گذارد كه‌ مهمترين‌ آنها عبارت‌اند از:

رشد انحرافات‌ و بزهكاري‌ در بين‌ جوانان‌ پژوهشهاي‌ انجام‌ شده‌ در ايران‌ حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌ بيشترانحرافات‌ و بزهكاري‌هاي‌ جوانان‌، نتيجه‌ فقدان‌ برنامه‌ريزي‌ صحيح‌در گذران‌ اوقات‌ فراغت‌ آنان‌ مي‌باشد; چنان‌ كه‌ در تابستان‌ به‌ دليل‌افزايش‌ وقت‌ آزاد و فرصتهاي‌ فراغتي‌ جوانان‌، بيشترين‌ بزهكاري‌ها واختلالات‌ رفتاري‌ به‌ وقوع‌ مي‌پيوندد. در حقيقت‌، فقدان‌ آگاهي‌ والدين‌، و نبود امكانات‌ تفريحي‌ وفراغتي‌ مناسب‌ باعث‌ مي‌شود كه‌ بسياري‌ از جوانان‌ نيازهاي‌ خود را ازطريق‌ مجاري‌ خلاف‌ و غير مجاز تأمين‌ و برآورده‌ نمايند كه‌ رواج‌تفريحات‌ ناسالم‌ و انحرافي‌، خود مدخل‌ جوانان‌ براي‌ ورود به‌ عرصه‌بزهكاري‌ها و انحرافات‌ اجتماعي‌ است‌.

توقف‌ رشد و بالندگي‌ در جوانان‌ حركت‌، جنبش‌، تفريح‌ و در يك‌ جمله‌ گذران‌ صحيح‌ اوقات‌فراغت‌ از ويژگيهاي‌ حيات‌ سالم‌ يك‌ جوان‌ است‌ كه‌ به‌ صورت‌ غريزي‌در سرشت‌ او نهاده‌ شده‌ است‌ و خود عامل‌ و انگيزه‌اي‌ براي‌ رشد وتعالي‌ و سلامت‌ و نشاط در وي‌ مي‌باشد. از اين‌ رو، منع‌ جوانان‌ ازفعاليتهاي‌ با نشاط، تحرك‌ و تفريح‌، نه‌ تنها موجب‌ توقف‌ رشد بلكه‌سبب‌ افسردگي‌ و بروز رفتارهاي‌ ناهنجار و نيز از دست‌ رفتن‌ شور ونشاط و بالندگي‌ در زندگي‌ آنان‌ مي‌گردد. در قرن‌ حاضر، جوانان‌ بيش‌ از هميشه‌ به‌ خوب‌ زيستن‌ و داشتن‌سلامت‌ جسمي‌ و روحي‌ نيازمندند. بديهي‌ است‌ كه‌ بي‌توجهي‌ به‌دلپذيرترين‌ فرصتهاي‌ زندگي‌ جوانان‌، دور كردن‌ آنان‌ از دوره‌ جواني‌خود و محروم‌ ساختن‌شان‌ از بديهي‌ترين‌ حقوق‌ اوليه‌شان‌ جزسرخوردگي‌ و نااميدي‌ براي‌ آنان‌ در پي‌ نخواهد داشت‌.

عدم‌ احساس‌ تعلق‌ به‌ نظام‌ و از دست‌ دادن‌ هويت‌ اجتماعي‌ بديهي‌ است‌ كه‌ تقويت‌ هويت‌ اجتماعي‌ جوانان‌ موجب‌ تضعيف‌رفتارهاي‌ ضد اجتماعي‌ مي‌شود ـ زيرا جوانان‌ برخوردار از هويت‌اجتماعي‌، بيشتر خود را ملزم‌ به‌ رعايت‌ مقررات‌ اجتماعي‌ مي‌دانند ـ ومهمترين‌ عامل‌ جهت‌ تقويت‌ هويت‌ اجتماعي‌ ايجاد رابطه‌ معقول‌، پيداكردن‌ ارزشهاي‌ ملي‌ و اجتماعي‌ مشترك‌ و در نهايت‌ ايجاد احساس‌تعلق‌ خاطر به‌ جامعه‌ و خانواده‌ مي‌باشد كه‌ البته‌ اين‌ احساس‌ جز باوجود خانواده‌ سالم‌، مذهب‌ جامع‌نگر و نظام‌ دلسوز براي‌ جوانان‌فراهم‌ نخواهد شد. در واقع‌، جوانان‌ در پرتو توجه‌ به‌ نيازهاي‌اجتماعي‌شان‌ و برقراري‌ ارتباط تنگاتنگ‌ با حاكميت‌ جامعه‌ و حضورفعال‌ در عرصه‌ها و صحنه‌هاي‌ سازنده‌ اجتماع‌ و در يك‌ جمله‌ درك‌متقابل‌، رضايت‌ و تعلق‌ خاطر به‌ جامعه‌ پيدا مي‌كنند، واجد هويت‌ اجتماعي‌ و شخصيت‌ حقوقي‌ مي‌شوند و خود را در خدمت‌ نظام‌ ومتعلق‌ به‌ آن‌ مي‌دانند. اما بي‌توجهي‌ و ناديده‌ انگاشتن‌ حقوق‌ جوانان‌ سبب‌ مي‌شود كه‌ آنان‌ حق‌ و حقوق‌ خود را از راههاي‌ غيرمجاز وغيرقانوني‌ به‌ دست‌ آورند; به‌ گونه‌اي‌ كه‌ گرايش‌ به‌ رفتارهاي‌ ضداجتماعي‌، عدم‌ جامعه‌پذيري‌ و بروز رفتارهاي‌ خلاف‌ اخلاق‌ و شؤون‌اجتماعي‌ و در يك‌ جمله‌ تهي‌ شدن‌ از هويت‌ اجتماعي‌ از مصاديق‌ بارزآن‌ به‌ شمار مي‌آيد. همچنين‌ نبايد از نظر دورداشت‌ كه‌ تمايل‌ به‌ رفتارهاي‌ضداجتماعي‌ به‌ نوبه‌ خود، نوعي‌ آمادگي‌ ذهني‌ و رواني‌ در عدم‌ پيروي‌از قواعد و مقررات‌ اجتماعي‌ و ابراز احساس‌ دشمني‌ نسبت‌ به‌ محيط پيرامون‌ ايجاد خواهد كرد كه‌ تا حد زيادي‌ به‌ وضعيت‌ فرهنگي‌، بافت‌خانواده‌ جوانان‌، القائات‌ گروه‌ دوستان‌ و عملكرد مسؤولين‌ نظام‌وابسته‌ است‌; چنان‌ كه‌ چنين‌ وضعيتي‌ در سطح‌ جامعه‌ شيوع‌ پيدا كند، چه‌ بساجوانان‌ زيادي‌ كه‌ با وجود عدم‌ شناخت‌ يكديگر، متفقاً اهرمهاي‌قدرت‌ اجتماعي‌ را مقصر مي‌دانند و در صدد درگيري‌ با آنان‌ هستند، به‌محض‌ بروز تغييراتي‌ در شرايط جامعه‌ و ايجاد زمينه‌ برهم‌ زدن‌ نظم‌اجتماعي‌، در پي‌ سوءاستفاده‌ از اوضاع‌ موجود برآيند.

هموار شدن‌ زمينه‌ بي‌هويتي‌ در جوانان‌ بي‌توجهي‌، بي‌تفاوتي‌ و عدم‌ احساس‌ مسؤوليت‌ نهادهاي‌ حكومتي‌و خانواده‌ نسبت‌ به‌ نيازهاي‌ فراغتي‌ جوانان‌ موجب‌ مي‌شود كه‌ آنان‌چنين‌ احساس‌ كنند كه‌ مسائل‌شان‌ درك‌ نمي‌شود و جامعه‌ نسبت‌ به‌ آنان‌بيگانه‌ است‌. از اين‌ رو، قضاوت‌ عمومي‌شان‌ درباره‌ خانواده‌ و جامعه‌ بابدبيني‌ و احساس‌ تنهايي‌ همراه‌ گردد. در اين‌ صورت‌ مي‌توان‌ انتظارداشت‌ كه‌ در نتيجه‌ تشديد حالت‌ افسردگي‌، ياس‌ و سردرگمي‌ موجود،به‌ مواد مخدر پناه‌ ببرند يا ازطريق‌ گروههاي‌ مافيايي‌ به‌ بزهكاري‌، فسادو مصرف‌ سوغات‌هاي‌ آماده‌ غرب‌ كشانده‌ شوند. به‌ بيان‌ ديگر، ورود انواع‌ و اقسام‌ سرگرمي‌ها و تفريحات‌ مخرب‌،پخش‌ برنامه‌هاي‌ خلاف‌ اخلاق‌ از طريق‌ ماهواره‌ها و شبكه‌ ارتباطات‌بين‌المللي‌، نشر مجلات‌ و كتب‌ ضد ديني‌، ارسال‌ نوارها، پخش‌ امواج‌مسموم‌ راديويي‌ و رواج‌ فرهنگ‌ ابتذال‌ و مفسده‌كاري‌ در بين‌ جوانان‌،نشانگر اهتمام‌ بسيار دشمنان‌ نسبت‌ به‌ اهميت‌ فعاليتهاي‌ فراغتي‌جوانان‌ و ميلياردها ساعت‌ وقت‌ آزاد آنان‌ مي‌باشد كه‌ در صورت‌استمرار اين‌ روند، اوقات‌ فراغت‌ جوانان‌ به‌ مثابه‌ درّه‌ اُحد، روزنه‌ نفوذ بيگانگان‌ در تار و پود انقلاب‌ و جدا كردن‌ نسل‌ دوم‌ و سوم‌ انقلاب‌ ازنظام‌ و جمهوري‌ اسلامي‌ خواهد شد.

از دست‌ رفتن‌ فرصتهاي‌ تجربه‌اندوزي‌ فعاليتهاي‌ فراغتي‌ ميدان‌ وسيعي‌ براي‌ آزمون‌ و خطا و تجربه‌ اندوزي‌اجتماعي‌ نزد جوانان‌ است‌ تا در پرتو آن‌ براي‌ ورود به‌ مراحل‌ بعدي‌ واجتماعي‌ شدن‌ و مسؤوليت‌پذيري‌ در جامعه‌ آماده‌ شوند. عدم‌بهره‌گيري‌ صحيح‌ از اوقات‌ فراغت‌ سبب‌ مي‌شود كه‌ ناپختگي‌هاي‌سالهاي‌ آغازين‌ دوره‌ جواني‌ همچنان‌ تداوم‌ يابد و فرد فرصت‌ آزمون‌پيدا نكند و در هنگام‌ ورود به‌ عرصه‌هاي‌ زندگي‌ اجتماعي‌، ضعيف‌ وناكارآمد باشد. در نتيجه‌، پايه‌هاي‌ مديريت‌ و برنامه‌ريزي‌ آينده‌ جامعه‌سست‌ و لرزان‌ گردد.

 كاركردهاي مختلف اوقات فراغت

تفاوت‌ كاركردهاي‌ اوقات‌ فراغت‌ در جوامع‌ و فرهنگهاي‌مختلف‌ بي‌ترديد، شيوه‌گذران‌ اوقات‌ فراغت‌، متناسب‌ با نحوه‌ تفكر،اعتقادات‌ و شرايط اجتماعي‌، اقتصادي‌ و فرهنگي‌ هر جامعه‌ متفاوت‌است‌. به‌ بيان‌ ديگر، آنچه‌ ملتها در فراغت‌ انجام‌ مي‌دهند، حكايت‌گر وتعيين‌كننده‌ فرهنگ‌ ملي‌ و ارزشهاي‌ مقبول‌ جوامع‌ آنها است‌. در اين‌ميان‌ كارشناسان‌ براي‌ فعاليتهاي‌ فراغتي‌ سه‌كاركرد مهم‌ رابرشمرده‌اند:

1ـ رفع‌ خستگي‌ و تجديد قوا

2ـ تفريح‌ و گريز از روزمرگي‌ و يكنواختي

‌ 3ـ رشد و تعالي‌ شخصيت‌ فردي‌ و براي‌ تحقق‌ آن‌ 5 شرط را يادآور شده‌اند : 1ـ فارغ‌ بودن‌ از اجبار و وظايف‌ اجتماعي‌ 2 ـ نداشتن‌ هدف‌ سودجويانه‌ 3 ـ احساس‌ رضايت‌مندي‌ و لذت‌ 4 ـ انتخاب‌ به‌ نحو آزاد و دلخواه‌ 5 ـ نداشتن‌ هدف‌ سياسي‌ يا عقيدتي‌ در چنين‌ رويكردي‌، فراغت‌ حالت‌ غيرانتفاعي‌ دارد; يعني‌برخلاف‌ شغل‌ به‌ هدف‌ كسب‌ درآمد نيست‌، عليرغم‌ وظايف‌ خانوادگي‌،هدف‌ سودمندانه‌اي‌ در پي‌ ندارد و برخلاف‌ داشتن‌ ماهيت‌ سياسي‌ يامعنوي‌، هيچ‌ نوع‌ عقيده‌ و گرايشي‌ را دنبال‌ نمي‌كند. بنابراين‌، از ديدگاه‌آنان‌ فراغتي‌ كه‌ خصلتي‌ لذت‌جويانه‌ دارد، فراغت‌ محسوب‌ مي‌شود. اما در نظامهاي‌ اجتماعي‌ متكي‌ بر ارزشهاي‌ الهي‌، همچون‌ نظام‌جمهوري‌ اسلامي‌، تعبيري‌ كه‌ از كاركرد فعاليتهاي‌ فراغتي‌ وجود دارد باآنچه‌ كه‌ در برخي‌ جوامع‌ رواج‌ دارد، كاملا متفاوت‌ است‌. در نظام‌ مبتني‌بر ارزشهاي‌ الهي‌، كار و اشتغال‌ و اوقات‌ فراغت‌ به‌ منزله‌ عبادت‌ ياجزئي‌ از تكاليف‌ الهي‌ انسان‌ تلقي‌ شده‌ است‌. از اين‌ نظر، اوقات‌فراغت‌ در كنار اوقات‌ كار قرار مي‌گيرد و فرصتي‌ است‌ كه‌ نبايد به‌بطالت‌ سپري‌ شود ، بلكه‌ بايد از آن‌ براي‌ پاسخگويي‌ به‌ حس‌كمال‌جويي‌ بهره‌برداري‌ گردد. در واقع‌، با آن‌ كه‌ در اين‌ جوامع‌ بر كاركرد اوقات‌ فراغت‌ به‌ عنوان‌ ابزار رفع‌ خستگي‌، تفريح‌ و استراحت‌ انسان‌تأكيد مي‌شود، بهره‌گيري‌ از آنها به‌ عنوان‌ وسيله‌اي‌ براي‌ تجديد قواي‌جسمي‌ و روحي‌ و آمادگي‌ جهت‌ انجام‌ تكاليف‌ الهي‌ انسان‌ نيز داراي‌ارزش‌ و اهميت‌ است‌. همچنين‌ در نظام‌ ارزشي‌ اسلام‌، انسان‌ از انجام‌دادن‌ امور فاقد ارزش‌ كه‌ به‌ عنوان‌ كار عبث‌ و لغو در قرآن‌ از آنان‌ يادشده‌ است‌، برحذر گرديده‌ است‌.

 فعاليتهاي فراغتي جوانان در فصل تابستان

واقعيت آن است که گرماي‌ هوا درفصل تابستان‌ سبب‌ مي‌گردد كه‌ فعاليتهاي‌جوانان‌ به‌ دو بخش‌ تقسيم‌ گردد :

1ـ فعاليتهاي‌ محلي‌ و خانگي‌ كه‌ بيشتر در نيمه‌ اول‌ روز (از ساعت‌8 تا 12) انجام‌ مي‌شوند و نوعاً شكل‌ انفرادي‌ و متمركز دارند.

2ـ فعاليتهاي‌ فرا محلي‌ و برون‌ منطقه‌اي‌ كه‌ بيشتر در نيمه‌ دوم‌ روز(از ساعت‌ 17 تا 22) انجام‌ مي‌پذيرند و شكل‌ جمعي‌ (گروهي‌) وغيرمتمركز به‌ خود مي‌گيرند; چنان‌ كه‌ بررسي‌ نحوه‌ گذران‌ اوقات‌فراغت‌ جوانان‌ در سالهاي‌ پيش‌ در فصل‌ تابستان‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ دراكثر مناطق‌ شهري‌ بويژه‌ شهرهاي‌ بزرگ‌، خيابان‌گردي‌ رفتن‌ به‌ پاركها ومجموعه‌هاي‌ تفريحي‌ و كافه‌ترياها به‌ عنوان‌ يكي‌ از راههاي‌ گذران‌اوقات‌ فراغت‌ در بين‌ ساعت‌ 17 تا 22 اتفاق‌ افتاده‌ است‌ كه‌ با توجه‌به‌ ويژگي‌ فعاليتهاي‌ فرامحلي‌ اين‌ سيل‌ عظيم‌ از نيروهاي‌ آزاد شده‌ ـ تمايل‌ به‌ فعاليتهاي‌ جمعي‌ و گروهي‌ ـ هر لحظه‌ مي‌توان‌ انتظار داشت‌ كه‌هيجانات‌ انباشته‌ آنان‌ تخليه‌ گردد و زمينه‌ بروز هرگونه‌ تحرك‌ و فعاليت‌مهارنشدني‌ را فراهم‌ آورد.

• روشهاي‌ مختلف‌ گذران‌ اوقات‌ فراغت‌ جوانان‌ در ايران‌ اصطلاح‌ ” اوقات‌ فراغت‌ “ در جامعه‌ ما بيشتر به‌ زماني‌ غير ازساعات‌ اشتغال‌ اطلاق‌ مي‌گردد كه‌ فرد پس‌ از اتمام‌ فعاليتهاي‌ شغلي‌ وتحصيلي‌ به‌ خانه‌ آمده‌ است‌ يا در يك‌ روز تعطيل‌ به‌ سر مي‌برد. بديهي‌ است‌ كه‌ عوامل‌ مختلفي‌ بر شيوه‌ گذران‌ اين‌ اوقات‌ تأثيرگذارند كه‌ يكي‌ از مهمترين‌ آنها نحوه‌ ارتباط و كنش‌ متقابل‌ ميان‌ فرد،ابزارها، منابع‌، افراد و سازمانهاي‌ مرتبط با اين‌ امر مي‌باشد; چنان‌ كه‌ ازاين‌ جهت‌،

فعاليتهاي‌ فراغتي‌ را به‌ دو دسته‌ كلي‌ مي‌توان‌ تقسيم‌ كرد :

1ـ فراغت‌ فردي‌ كه‌ با تصميم‌ و حضور صرف‌ عامل‌ يا فراغتگرانجام‌ مي‌شود و شامل‌ موارد زير است‌ : ـ گوش‌ دادن‌ به‌ نوار ـ گوش‌ دادن‌ به‌ راديو ـ تماشاي‌ تلويزيون‌ ـ استفاده‌ از كامپيوتر ـ استفاده‌ از مطبوعات‌ و مكتوبات‌ (روزنامه‌، مجله‌، كتاب‌ و...) ـ رفتن‌ به‌ كافه‌ تريا، قهوه‌خانه‌، چايخانه‌ و... ـ انجام‌ امور خيريه‌ ـ استراحت‌ و دراز كشيدن‌ ـ سفرهاي‌ سياحتي‌ و زيارتي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ به‌ شكل‌ فردي‌ ياگروهي‌ صورت‌ پذيرند. ـ بازديد از موزه‌ها و نمايشگاهها ـ قدم‌ زدن‌ در پارك‌، كوچه‌، خيابان‌ و...

2- فراغت‌ گروهي‌ كه‌ با حضور و تصميم‌ فراغتگر و افراد، سازمانهاو... صورت‌ مي‌گيرد و شامل‌ موارد زير است‌ : ـ بازي‌، ورزش‌ و تماشاي‌ مسابقات‌ ورزشي‌ ـ رفتن‌ به‌ سينما و تئاتر ـ صحبت‌ با افراد خانواده‌ ـ شركت‌ در پايگاههاي‌ بسيج‌ ـ شركت‌ در كانونهاي‌ فرهنگي‌ و فرهنگسراها كه‌ مي‌تواند به‌صورت‌ فردي‌ يا گروهي‌ باشد. ـ ديدار خويشاوندان‌ و اقوام‌ ـ شركت‌ در هيأتهاي‌ مذهبي‌ و دعا ـ انجام‌ كارهاي‌ غيرحرفه‌اي‌ هنري‌ ـ شركت‌ در كلاسهاي‌ آموزش‌ و تفسير قرآن‌

انجام‌ تحقيقي‌ براساس‌ تقسيم‌بندي‌ فوق‌، از سوي‌ ” سازمان‌ ملي‌جوانان“ در سال‌ 1380 نشان‌ داد كه‌ مهمترين‌ فعاليتهاي‌ فراغتي‌جوانان‌ 15 تا 29 سال‌ كشور برحسب‌ جنس‌، سن‌ و وضعيت‌ تأهل‌ به‌قرار زيراند :

الف‌) در حوزه‌ فراغت‌ فردي‌ در مجموع‌، فعاليتهايي‌ چون‌ : «تماشاي‌ تلويزيون‌» ، «استراحت‌و دراز كشيدن» ، «گوش‌ دادن‌ به‌ نوار» ، «مطالعه‌ كتاب‌» و «مطالعه‌روزنامه» در صدر توجه‌ جوانان‌ قرار دارند. «تماشاي‌ تلويزيون» ، «استراحت‌ و دراز كشيدن» ، «مطالعه‌كتاب» ، «مطالعه‌ مجله» و «گوش‌ دادن‌ به‌ راديو» بيشتر در ميان‌ زنان‌ و«مطالعه‌ روزنامه» ، «رفتن‌ به‌ پارك‌ و مجموعه‌هاي‌ تفريحي‌» ، «تماشاي‌ويدئو» و «قدم‌ زدن‌ در خيابان‌ و مراكز فروش‌» بيشتر در ميان مردان‌مشاهده‌ مي‌گردد. مهمترين‌ فعاليتهاي‌ مورد توجه‌ نوجوانان‌ را «تماشاي‌تلويزيون‌»، «مطالعه‌ كتاب‌» و «رفتن‌ به‌ پارك‌ و مجموعه‌هاي‌ تفريحي» تشكيل‌مي‌دهند و جوانان‌ به‌ فعاليتهايي‌ چون‌ : «گوش‌ دادن‌ به‌ نوار»، «مطالعه‌روزنامه‌» ، «مطالعه‌ مجله» ، «گوش‌ دادن‌ به‌ راديو» و «تماشاي‌ ويدئو»گرايش‌ بيشتري‌ دارند. «تماشاي‌ تلويزيون‌» ، «گوش‌ دادن‌ به‌ راديو» و «قدم‌ زدن‌ درخيابانها و مراكز فروش» بيشتر در ميان‌ متأهلين‌ و «گوش‌ دادن‌ به‌ نوار»،«مطالعه‌ كتاب‌» ، «مطالعه‌ مجله» و «استفاده‌ از كامپيوتر» بيشتر در ميان‌مجردين‌ معمول‌ است‌. ب‌) در حوزه‌ فراغت‌ گروهي‌ در مجموع‌، فعاليتهايي‌ چون‌ : «صحبت‌ با افراد خانواده» ، «ديدار خويشاوندان‌ و اقوام ، معاشرت‌ با دوستان‌» و «بازي‌ و ورزش‌»درصدر توجه‌ جوانان‌ قرار دارند. «صحبت‌ با افراد خانواده»، «ديدار خويشاوندان‌ و اقوام»، «يادگيري‌ و انجام‌ كارهاي‌ غيرحرفه‌اي‌ و هنري‌» و «رفتن‌ به‌ كلاسهاي‌آموزش‌ و تفسير قرآن» بيشتر در ميان‌ زنان‌ و «بازي‌ و ورزش‌»،«معاشرت‌ با دوستان» ، «رفتن‌ به‌ سينما» و «شركت‌ در پايگاههاي‌بسيج‌» بيشتر در ميان‌ مردان‌ مشاهده‌ مي‌گردد.

مهمترين‌ فعاليتهاي‌ مورد توجه‌ نوجوانان‌ را «ديدار خويشاوندان‌و اقوام»، «بازي‌ و ورزش‌» و «رفتن‌ به‌ كلاسهاي‌ آموزش‌ و تفسير قرآن» تشكيل‌ مي‌دهند و جوانان‌ به‌ فعاليتهايي‌ چون‌ : «يادگيري‌ و انجام‌كارهاي‌ غيرحرفه‌اي‌ و هنري‌» ، «رفتن‌ به‌ سينما» و «شركت‌ در هيأتهاي‌مذهبي‌ و دعا» گرايش‌ بيشتري‌ دارند. «صحبت‌ با افراد خانوده»، «پديدار خويشاوندان‌ و اقوام» و «شركت‌ در هيأتهاي‌ مذهبي‌ و دعا» بيشتر در ميان‌ متأهلين‌ و «معاشرت‌با دوستان‌» ، «بازي‌ و ورزش» ، «يادگيري‌ و انجام‌ كارهاي‌ غيرحرفه‌اي و هنري»، «رفتن‌ به‌ سينما» ، «رفتن‌ به‌ كلاسهاي‌ آموزش‌ و تفسير قرآن»، «رفتن‌ به‌ تئاتر» ، «شركت‌ در پايگاههاي‌ بسيج» و «شركت‌ در كانونهاي‌فرهنگي‌ و فرهنگسراها» بيشتر در ميان‌ مجردين‌ معمول‌ است‌. همچنين‌ اين‌ بررسي‌ آشكار ساخت‌ كه‌ جوانان‌ به‌ فعاليتهاي‌ فراغتي‌انفرادي‌ بيش‌ از فعاليتهاي‌ فراغتي‌ گروهي‌ تمايل‌ نشان‌ مي‌دهند وحضور آنان‌ در فعاليتهايي‌ كه‌ مي‌توان‌ آنها را «تمرين‌ مشاركت‌اجتماعي‌» دانست‌، كم‌رنگ‌ است‌ و بيشتر به‌ فعاليتهايي‌ مي‌پردازند كه‌جنبه‌ سرگرمي‌ و تفريح‌ دارند. از سوي‌ ديگر، با توجه‌ به‌ تجانس‌ ساختي‌ اولويتهاي‌ اول‌ تا سوم‌ هردو فعاليتهاي‌ فردي‌ و گروهي‌ ـ شامل‌ : «تماشاي‌ تلويزيون‌» ، «استراحت‌و دراز كشيدن»، «گوش‌ دادن‌ به‌ نوار» ، «صحبت‌ با افراد خانواده»، «ديدار خويشاوندان» و«معاشرت‌ با دوستان‌» ـ مي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌اوّلاً، خانواده‌ در برآورده‌ ساختن‌ نيازهاي‌ فراغتي‌ جوانان‌ بيشترين‌سهم‌ را ايفا مي‌كند و برخي‌ از آداب‌ و رسوم‌ و سنتهاي‌ مذهبي‌ و ملي‌خانواده‌هاي‌ ايراني‌ در شكل‌گيري‌ اوقات‌ فراغت‌ جوانان‌ نقش‌تعيين‌كننده‌اي‌ دارند; ثانياً، در ميان‌ اشكال‌ مختلف‌ گذران‌ اوقات‌فراغت‌، سهم‌ عمده‌ فعاليتهايي‌ است‌ كه‌ فرد در وضعيت‌ «منفعل‌» و «اثرپذير» قرار دارد و پرداختن‌ به‌ فعاليتهايي‌ كه‌ حضور «فعال‌» فرد رامي‌طلبد، با استقبال‌ كمتري‌ همراه‌ است‌; ثالثاً، بيشترين‌ رويكردجوانان‌به‌ سوي‌ فعاليتهايي‌ مي‌باشد كه‌ به‌ لحاظ اقتصادي‌، هزينه‌بر نيستند وتحقق‌ آنها نياز به‌ هيچ‌گونه‌ تسهيلاتي‌ ندارد.                                              رضا ساعی مهربان